سلام به همه دوستای معمار

کتابی که این روزا خیلی سرو صدا کرده و به نظر من خیلی عالیه و بهتون توصیه میکنم 

    سیمون آنوین نویسنده، منتقد و مدرس دانشگاه درسال 2010 کتابی با نام " بیست بنا که هر معماری باید بشناسد" را به رشته‌ی تحریر درآورده است.آنوین پیش از این هم سه کتاب دیگر در حوضه ی معماری به چاپ رسانده است که اولین کتاب او با  نام "تجزیه وتحلیل معماری"  به چاپ سوم رسیده وبه پنج زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است، این کتاب در ایران با ترجمه ی آرمین یگانه و توسط نشر ستوده دردسترس مخاطبان قرار گرفته است.  

    کتاب  "بیست بنا که هر معماری باید بشناسد " در واقع ، به دنبال آزمایش تئوری های آمده در کتاب "تجزیه وتحلیل معماری " به تحلیل بیست اثر فاخر دنیا می پردازد که البته به نوعی امتداد نگاه نویسنده در کتاب قبلی را ترسیم می کند، ردی که  می توان آن را در قالب عنوان هایی همچون شناسایی مکان، جوهره ی طرح، اصلاح عناصر، پیشینه ی سایت، معبد و کلبه ، هندسه ی ساخت، هندسه ی طلایی، لایه بندی ، فضا و ساختار، دیوارهای موازی، گذار و سلسله مراتب مشاهده کرد. درمیان آثارنام برده به خوبی می توان آثار ناشناخته ای را یافت که علاقه مندان معماری ـ مخصوصا در ایران ـ همیشه به دنبال مطالعه نقدی کامل و درست بر آن ها بودند. این بیست بنا به ترتیب آمده در فهرست کتاب به شرح زیر می باشند:

ـ خانه ی ناودانی طراحی ی ادا دیوس وسرجیو پونته

ـ خانه ی نئوندروف طراحی ی جان پاوسون وکلودیا سیلوسترن

- پاویلیون بارسلون طراحی ی میس وندروهه

- خانه ی دیوارهای معلق طراحی کاترین فایندلای وایساکواُشیدا

- خانه ی بی پایان طراحی ی فردریک جان کیسلر

- خانه ی فارنزورث طراحی میس وندروهه

- نمایشگاه دائمی لاکونجیونتا طراحی پیتر مارکلی

- اقامتگاه لوکوبانون طراحی لوکوربوزیه

- خانه ی اشریک طراحی لویی کان

- خانه ی ُبردو طراحی رم کولهاس

ـ موزه ی دانتئوم طراحی جوزپه تراگنی

- خانه ی ابشار طراحی فرانک لویدرایت

- ویلاساووا طراحی لوکوربوزیه

- اقامتگاه کِمپسی طراحی گلن مورکات

- مجموعه ی اقامتی سی رنچ طراحی  مُور، لیندون، تورنبل، ویتاکِیر

- ویلا ای.1027 طراحی ی ایلین گَرَی وجین بادوسکی

- کلیسای سن پیترطراحی زیگفرد لِویرنتز

- ویلاباسک طراحی سورفهن

- ویلامایرا طراحی آلواروآلتو

- حمام آب گرم والز طراحی پیترزومتور 

    البته در زمینه ی انتخاب بهترین آثار معماری به عددی بیش از بیست خواهیم رسید ولی نویسنده سعی داشته، با انتخاب آثاری متفاوت چه ازمنظرکاربری وتنوع فضاها وچه ازنظر پیچیدگی های ایده پردازانه معمار، در راه تفهیم هرچه بیشتر و بهتر اصول معماری به دانشجویان وعلاقه مندان معماری قدمی موثر برداشته باشد.

    نویسنده این انتخاب ها را بر اساس کیفیت معمارانه‌ی آن‌ها و نه سبک و مکان و زمان ساخت  کارها انجام داده است. بیست بنای انتخاب شده، زمان ساختی از سال های 1926 (ویلا ای.1027) تا 1996(حمام آب گرم والز) را شامل می شوند که این خود نشان از انتخابی منصفانه و مبتنی بر زمان از سوی نویسنده دارد ولی سوالی که مطرح می شود آن است که آیا در یازده سال اخیر هیچ اثرمعماری خوبی اجرا نشده است یا آنکه آثار انتخاب شده نسبت به آثار جدید ، قوی تر می نمایاند؟ این فاصله زمانی به وجود آمده، نقطه ی مبهمی است که شاید تمامی خوانندگان کتاب را به فکر وادارد.

    در این کتاب نویسنده به جای آنکه به سیاق رایج ابتدا از حلّ پلان، زمان و مکان ساخت و توضیح درباره‌ی معمار هر پروژه شروع کند، به مهندسی فضاهای شاخص هر کار متناسب با همان پروژه می پردازد، که این خود نشانگر تحلیلی علمی از جانب نویسنده است. برای مثال درتحلیل پاویلیون بارسلون ، نویسنده در ابتدای نوشته ی خود، از جو حاکم در زمان ساخت پاویلیون و تاثیر آن برمیس وندروهه سخن به میان می آورد که به ظن انوین دلیل طراحی فضایی متفاوت ازسوی معماربوده اند، ولی در نقد خانه ی اشریک ازهمان آغاز به چیدمان فضایی کار توسط لویی کان و تناسب آن ها از نظر عملکرد و محل قرارگیری فضاها می پردازد و یا در تحلیل خانه ی آبشار از همان ابتدا به سراغ جان مایه اصلی کار می رود، نویسنده از همان آغاز طراحی خاصی برای تحلیل هر اثر مد نظر قرارداده است، طراحی براساس آن اثر معماری، در حقیقت طراحی بر اساس معمار آن بناست.

     در تحلیل تمامی آثار معماری ذکر شده، نویسنده به دنبال تحلیل هم‌حسی و هم‌سویی اثر معماری با مخاطب آن است. در واقع معماری زبان مشترک بین مخاطب وطبیعت پیرامون اوست، رویکردی حسی که معمار در نگاهی کلی به مخاطب خود منتقل می کند،  رویکردی حسی که گامی  فراتر از قاب هایی زیبا در جای جای خانه می نهد و یا ساختی شاخص و هوش ربا ایجاد می نماید و به تاثیر خارق العاده ی فضای معماری کارهای آورده شده در کتاب برمخاطبش می انجامد، بارزه ای که در تحلیل هر پروژه به تفضیل بیان شده است ، به عنوان مثال در نقد ویلاساوا، نویسنده اشاره می کند که اثر مخاطب را از زمین به سمت آسمان هدایت خواهد کرد، ولی در نقد حمام آب گرم والز ،اشاره می کند که زومتور حقیقت و راستگویی احساسات را نمایش می دهد ویا در تحلیل خانه ی مایرا به قرارگیری مخاطب در فضایی با محورهای مغشوش و محو شده سخن می گوید.  

    نقد سالم، نقش اصلی را در تولید علم دارد و علم تنها با نابود کردن نظام های مستقر فکری پیش می‌رود و نه با تولید کردن ان ها، تبلور  این اصل را می توان به خوبی در این کتاب دید نویسنده ضمن حفظ روی کرد فوق و تلاش برای پاک کردن انگاره های قالبی و رایج در تحلیل اثر با بازتولید لایه های فکری معمار هراثر، سعی در خلق نقدی برگرفته از اصول بنیادین معماری داشته است و یادگیری هرچه بیشتر خواننده را اصل اول وآخر کار خود قرار می دهد. در نقد ویلا ساوا، نویسنده به توانایی لوکوربوزیه درآفرینش ایده هایش می پردازد و در تحلیل خانه ی دیوارهای معلق، نویسنده از ایده ی فرمال اثر و تاثیر آن در جای جای پروژه سخن به میان می آورد.

     نویسنده با تحلیل مرحله به مرحله ی اثر به خواننده این امکان را می دهد که با چیدمان اصول معماری واهداف معمار در فرآیند ساخت اثر آشنا شود زیرا در معماری هیچ نقطه ای در کار وجود ندارد مگر آنکه ترجمه ی فکری، در ذهن معمارش باشد. تنها راه حل تحلیل معمار و شاکله های معماری یک اثر بیان مراحل طراحی آن است به عنوان مثال این تحلیل قدم به قدم را می توان به خوبی در نقد خانه ی ناودانی  و خانه ی فارنزورث مشاهده نمود.

     نویسنده به خوبی توانسته است نظم معمارانه‌ی خود را بر قالب کتاب اعمال کند. مقدمه مولف، سخن پایانی، گرافیک خاصّ نویسنده، فونت و طرح روی جلد کتاب ـ البته در نسخه انگلیسی اش ـ نشان این ادعاست. نکته‌ی جالبی که  در این کتاب اعمال شده این است که کتاب هیچ منبع و مآخذی ندارد و قسمت‌هایی که عینا تکرار شده‌اند با کادری خاکستری رنگ از متن اصلی متمایز شده، نمایه ای گرافیکی تا مطلب بهتر منتقل شود. در این کتاب تنها میتوان گرافیک نویسنده و یا احتمالا معمار هر کار را دید ، از هر اثر تنها  یک عکس(سیاه و سفید)، آن هم در آغاز نوشته وجود دارد البته نویسنده در مقدمه ی کتاب اشاره می کند که طراحی های اولیه یک اثر معماری توسط معمار با آنچه در واقعیت ساخته می شود بسیار فاصله دارد و هدف او از به کار بردن گرافیک خاص خود در کار تنها نقدی مو شکافانه است و به گمان من نویسنده با اعمال گرافیک خود به عنوان گرافیک غالب اثر این فرصت را از خواننده ی خود گرفته است که به شکل مستقل برداشت هایی را از کار داشته باشد و بعد به برداشت های متفاوت نویسنده از کار بپردازد، با توجه به آن که در این کتاب آثار نا شناخته ی زیادی برای مخاطبان فارسی زبان وجود دارند، این موضوع بیشترمورد توجه قرار می گیرد. خصوصا در قسمت هایی که به بیان حس مخاطب از فضا و یا جنس مصالح می پردازد به خوبی می توان نبود توان برای برقرای رابطه میان مخاطب فارسی زبان و نقد اثر را حس کرد.

همگنی در نقطه  نقطه ی نسخه انگلیسی کتاب رعایت شده است هرچند ناشرفارسی این کتاب اصلا به این نکته توجه نداشته است و مترجمان فارسی زبان آن هم امانتدار خوبی برای این همگنی فرمی نبودند. این تناقض را می‌توان به خوبی در طرح روی جلد ترجمه فارسی مشاهده کرد.


موضوعات مرتبط: کتاب و مجلات معماری

تاريخ : یکشنبه 1390/08/08 | | نویسنده : m . ahmadi |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.